غیبت

            کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم ترا

                                                         کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم ترا

           غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور

                                                           پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم ترا

           با صد هزار جلوه برون آمدی که من

                                                     با صد هزار دیده تماشا کنم ترا

           بالای خود در آینه چشم من ببین

                                                تا با خبر ز عالم بالا کنم ترا

          خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم

                                                         خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم ترا

          چشمم به صد مجاهده آئینه ساز شد

                                                             تا من به یک مشاهده شیدا کنم ترا

          مستانه کاش در حرم و دیر بگذری

                                                        تا قبله‌گاه مؤمن و ترسا کنم ترا

          زیبا شود به کار گه عشق کار من

                                                        هر گه نظر به صورت زیبا کنم ترا

          رسوای عالمی شدم از شور عاشقی

                                                          ترسم خدا نخواسته رسوا کنم ترا
-----------------------
فروغی بسطامی

چند شعر در وصف آقا امام زمان (عج)


 

شعر خوانی حاج محمود کریمی در وصف امام زمان (عج) در حضور رهبر معظم انقلاب (مدظله)

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم
در حُــــــرم نـگاه تــو فـسـردیـم و نمـــردیـم
نقش است به پیشانی چین خورده ز غیرت
مـا جـان بـه در از داغ تـو بــردیــم و نمـردیم
ابــرو گـره در هـم زده چشـمــان شب قـدر
دنـدان به لـب خـویـش فشـردیـم و نمـردیم
اقبــال نگــون بخــت نگــر کایـن همه سر را
تــا مـرز قــدم هـای تــو بــردیــم و نمــردیـم
ظـرف دل بی حوصله جوش آمد و سر رفت
خــون دل جـاری شـده خــوردیـم و نمـردیم
یک عمـر نفس آمـد و برگشت و به تسبیح
سـن دل بــی عــار شمــردیـم و نمــردیــم
مــا زنـده به عشقیــم که بـا عشق بمیریم
صـد مــرتبــه از داغ تــو مـردیـم و نمـــردیـم

شعری تکان دهنده درباره امام زمان حضرت مهدی عج
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

(سیدامیرحسین میرحسینی-میلادامام زمان؛ اراک)

منبع : madahan.com

از جمعه های غم زده انشا نوشته ام
در دفترم هزار معمّا نوشته ام

یعنی که باز نام شما را نوشته ام

خورشید پشت کوه! ببین دفتر مرا

امشب هزار مرتبه فردا نوشته ام

هر چند مرده ام، به امید کمی نفس

این نامه را برای مسیحا نوشته ام

اصلا قبول، دیر رسیدم سر کلاس

اما اجازه؟! مشق شبم را نوشته ام

عمریست روی تخته سیاه نگاه من

تصمیم… نه! که غیبت کبری نوشته ام

پشت در کلاس، فقط گفته ای و من

از درس انتظار تو املا نوشته ام

جان مرا بگیر و بیا! من در این غزل

خود را برای روز مبادا نوشته ام

از عمق چشم هام تمام مرا بخوان!

من نامه ای بلند، ولی نا نوشته ام

زنگ کلاس… بغض تو… موضوع: انتظار

از جمعه های غم زده انشا نوشته ام

آقا ببخش! در ورق خیس زندگیم

خطم بدست و باز شما را نوشته ام

سرتاسر حروف الفبات عشق بود

آقا نگو! بدون الفبا نوشته ام



شاعر: حسین اسحاقی
آقا اجازه ! این دو سه خط را خودت بخوان
آقا اجازه ! این دو سه خط را خودت بخوان

قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه ! پشت به من کرده قلبتان

بار دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان

قصدم گلایه نیست ، اجازه ! نه به خدا

اصلا به این نوشته بگویید داستان

من خسته ام از آتش و از خاک ، از زمین

از احتمال فاجعه ، از آخرالزمان

آقا اجازه ! سنگ شدم مانده در کویر

باران بیار و باز بباران از آسمان

اهل بهشت یا که جهنم ؟ خودت بگو

آقا اجازه ! ما نه در این و نه در آن

یک پای در جهنم و یک پای در بهشت

یا زیر دستهای نجیب تو در امان

.................... آقا اجازه

...........................................

باشد ! صبور می شوم امّا تو لااقل

....دستی برای من بده از دورها تکان...

آیا حضرت مهدی از زمان ظهور خویش آگاهی دارند؟

سؤال: آیا حضرت مهدی (عج) از زمان ظهور خویش آگاهی دارند؟

پاسخ: با توجه به این مسأله که امامان معصوم علیهم السلام از عالم غیب خبر دارند و در مواقع نیاز و ضرورت مطالب و حقایقی را دریافت میکنند، میتوان گفت که خداوند از این طریق هنگامه ظهور را به امام عصر (عج) الهام می فرماید. چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند: "امامی از ما غایب میشود، پس چون خداوند اراده کند که او را آشکار و ظاهر گرداند، اثری در دل وی پدید می آید، پس به این گونه به امر پروردگار ظاهر میگردد.*"
علاوه بر این در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: "خداوند قبل از وفات پیامبر مکتوبی بر او نازل کرد و فرمود: ای محمد! این است وصیت من به سوی نجیبان و برگزیدگان از خاندانت. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: ای جبرئیل! نجیبان چه کسانی هستند؟ فرمود: علی بن ابی طالب و اولادش علیهم السلام. بر آن مکتوب چند مهر از طلا بود. پیامبر آن را به امیرالمؤمنین دادند و دستور فرمودند که یک مهر آن را بگشاید و به آنچه در آن است عمل کند. امیرالمؤمنین یک مهر را گشود و به آن عمل کرد و .... و همچنین امام موسی بن جعفر به امام بعد از خود میدهد و تا قیام حضرت مهدی این چنین ادامه دارد.**"

از این جهت بعید نیست که امام غایب، زمان ظهور خویش را توسط این وصیت مکتوبی که به عنوان دستور العمل نزد ایشان است مطلع شود. و ای بسا از جانب پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام علایمی را برای حضرتش معین کرده باشند و با ظهور آن علایم امام به وقت ظهورش آگاه شود. چنان که رسول خدا فرموده اند: "هنگامی که موقع ظهور مهدی شود، خدای تعالی، شمشیر و پرچم او را به صدا درآورده و میگویند: ای دوست خدا! به پا خیز و دشمنان خدا را به قتل برسان.***"

--------------------------------------------------------------
پی نوشت:
* مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص 262
** اصول کافی، مرحوم کلینی، ج 1، ص 280
*** بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 311

چرا بردن نام امام زمان(عج) روا نیست

 

در اين باره حضرت آيت الله مكارم شيرازی در كتاب قواعد فقهيه بحث مفصلی دارند كه خلاصه آن چنين است:
«مشهور بين محدثان، حرمت تسميه به اسم شريف حضرت است، لكن در آن احتمالاتی وجود دارد». سپس ايشان سه قول را مطرح می كند:
1. حرمت تسميه به دوران غيبت صغری اختصاص داشت؛
2. حرمت تسميه دائر مدار «تقيه و خوف» است. اين رأی و نظر علامه حر عاملی است؛
3. حرمت تسميه مطلق و تا زمان ظهور است: كسانی مانند شيخ مفيد، علامه مجلسی و شيخ صدوق... اين نظر را مطرح كرده اند.



اما روایاتی که در این باب خواسته بودید چهار دسته است:
1. رواياتی كه از آنها حرمت تسميه مطلقاً و بدون هيچ قيد و شرطی استفاده می شود؛ مانند روايت كلينی از امام صادق(ع):
صاحب هذالأمر لا يسمّيه بإسمه إلاّ كافر؛
نام صاحب امر را جز كافر نمی برد.1
2. رواياتی كه تصريح به حرمت تسميه به اسم شريف تا زمان ظهور ايشان؛ دارند مانند روايت امام هادی(ع):
لا يحلّ ذكره باسمه حتّی يخرج... .
حلال نيست ياد آن حضرت به اسم شريف تا زمان ظهور...2 .
3. رواياتی كه علت حرمت تسميه را خوف و تقيه ذكر می كنند: مانند روايت ابو خالد از امام باقر(ع):
... همانا تو از من چيزی سؤال كردی كه اگر بنی فاطمه او را بشناسند، حرص ورزند كه او را قطعه قطعه كنند.3
4. رواياتی كه ائمه اطهار(ع) و يا اصحابشان تصريح به اسم شريف حضرت نموده اند؛ مانند روايت اميرالمؤمنين(ع):
در آخرالزمان يكی از فرزندانم قيام می كند كه دو اسم دارد: يكی مخفی و ديگری آشكار؛ كه اسم مخفی او احمد و اسم آشكارش محمد است.4

ايشان در ادامه سه دليل بر ردّ قول به حرمت آورده و می گويند: در دوران تقيه چه خوف بر ايشان و چه خوف بر خودمان باشد، ذكر نام حضرت حرام است؛
ولی در غير از تقيه دليلی بر حرمت نداريم. و نيز روايات مطلق و بدون قيد را بر موارد تقيه حمل می نماييم.5

پی نوشتها:
1 . اصول كافی، ج1، ص332.
2 . كمال الدين، ص214.
3 . وسائل الشيعه، ج20، ص359.
4 . موعود، ش46، ص71.
5 . به نقل از فصلنامه انتظار، ش3، ص221.

پاسخ آیت‌الله صافی گلپایگانی به چند استفتا با موضوع مهدویت



آیت‌الله صافی گلپایگانی به چند استفتا از سوی جمعی از ارادتمندان به ساحت نورانی امام عصر (عج) در خصوص مهدویت پاسخ داد.
به گزارش پرس و جو به نقل از فارس، تعدادی از جوانان با توجه به مباحثی كه امروزه در برخی پایگاه‌های اطلاع‌رسانی و نشریات در خصوص مهدویت مطرح می‌شود، پاسخ چند سؤال فقهی در مبحث مهدویت را از آیت‌الله صافی گلپایگانی جویا شدند كه این مرجع تقلید شیعه به آنها پاسخ گفت.
* سخنرانان، مبلغان و نویسندگان مهدوی در سخنرانی‌ها و مقالات خود بیشتر باید به چه موضوعاتی بپردازند و چه مطالبی را در اولویت قرار دهند؟
- به طور كلی منتظران وظیفه دارند در همه رشته‌ها و شعب امام‌شناسی، معرفت خود را به وجود مقدس حضرت بقیة‌الله‌الاعظم ـ ارواح العالمین له الفداء ـ كامل نمایند و به این نكته مهم توجه داشته باشند كه بخش بشارت‌های قرآن مجید و احادیث شریف مربوط به آن حضرت و همچنین خصائص آن حضرت و قیام جهانی ایشان و لزوم انتهای جهان به چنان عصر تام كه نهایت دعوت و تبلیغ انبیاء می‌باشد، بسیار بااهمیت است. و مسائل مربوط به عصر غیبت و امتحان مؤمنین و تمحیص و تخلیص آنها و نیز بیان فضائل مؤمنانی كه در این عصر بر استقامت دین و ولایت ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ و خصوص ولایت شخص وجود مبارك ایشان پایدار می‌مانند، و اضطرابات و دگرگونی‌ها كه موجب تزلزل اشخاص ضعیف العقیده می‌شود، آنها را تكان نمی‌دهد و كالجبل الراسخ مانند كوه و از كوه استوارتر در حفظ ایمان و عمل به احكام پایدار می‌باشند، بسیار مهم است. روایات راجع به علائم ظهور مخصوصاً روایاتی كه از اوضاع آخرالزمان و غربت اسلام و دشوار شدن دینداری و راه و شغل حرام، همه مطالبی است كه به مناسبت مجالس و مستمعین مخصوصاً روایات مربوط به بانوان و امتحانات خاص آنها و حضور آنها با مردهای بیگانه در مجالس به طور رسمی باید تذكر داده شود.

* سخنرانان، مبلغان و نویسندگان مهدوی تا چه حد می‌توانند به تطبیق حوادث و رویدادهای عصر حاضر با حوادث و رویدادهای پیش‌بینی شده در روایات عصر ظهور و آخرالزمان بپردازند، یا شخصیت‌هایی را به عنوان شخصیت‌های مطرح در عصر ظهور مطرح كنند؟
- تطبیق جزمی اشتباه است؛ البته بعض وقایع است كه از علائم بعیده است، ولی حوادث باید مطرح باشد، ولی تطبیق شخصی صحیح نیست. البته تطبیق غیرتشبیه است و غالباً تطبیقات تمام نیست.

* برخی سخنرانان، مبلغان و نویسندگان مهدوی معتقدند كه با تطبیق شرایط عصر حاضر با شرایط عصر ظهور یا معرفی برخی چهره‌ها به عنوان چهره‌های مطرح در عصر ظهور بهتر می‌توان جوانان را به مباحث مهدوی جلب كرد و شور و نشاط سیاسی و اجتماعی آنها را بالا برد، این نظر تا چه حد درست است؟
- البته در هر زمان چهره‌های پاك و چهره ناپاك وجود دارند كه در آخرالزمان یك اكثریت تظاهر فوق‌العاده و فراگیر دارند همانطور كه در روایات آمده زمین از جهل و ظلم و جور پر می‌شود، اینها اهل معاصی و مناهی و بیشتر لائیك و ملحد می‌باشند. باید به مردم توصیه كرد كه با امر به معروف و نهی از منكر هرچه می‌توانند از فساد و افساد این اشخاص جلوگیری نمایند و مسئله عرض اعمال به آن حضرت را تذكر دهند. باید به مردم رسانده شود كه در آخرالزمان این مفاسد و این خطرات برای دین مردم هست تا موجب تنبه و بیداری و اجتناب آنها از معاصی شود.

* در برخی روایات از هرگونه تعیین وقت برای ظهور نهی شده و در برخی دیگر تأكید بر نزدیك دیدن ظهور شده است، چگونه می‌توان این دو دسته روایات را با هم جمع كرد؟
- وقت ظهور را هر كس تعیین كند تكذیب می‌شود، ولی طلب قرب ظهور و دعاء برای تعجیل در فرج از وظایف مهمه است كه بر حسب بعض روایات فاضل‌ترین عبادات است. در قرآن در مورد روز قیامت و ساعت می‌‌فرماید: «اقتربت الساعة» این یك نوع نزدیكی است كه نسبت به ساعت صغری و ظهور حضرت نیز باید گفت نزدیك گردیده و نزدیك می‌شود، ولی از سوی دیگر در روایات طول غیبت آن حضرت بسیار مطرح شده است و امیر المؤالمنین ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «ماأطوَلَ هذا اَلعَنَاءَ و أَبعَدَ هذا الرَّجَاء؛ چقدر طولانی می‌گردد رنج زمان غیبت و چقدر دور است زمان تحقق این امید.» ما در همین حال كه هر آن و زمان منتظر ظهوریم چنان در ایمان به آن حضرت و تحقق روز آن ظهور و قیام جهانی ثابت قدم می‌باشیم كه اگر صدها هزار سال هم به طول بیانجامد در آن نقطه‌ای هستیم كه ثابت و پایداریم و هرگز ذره‌ای در آن شك و تردید نخواهیم داشت.

به نظر شما امام زمان(عج) آمدني است يا آوردني؟

پاسخ به اين پرسش كه تقدير مهدوي و رهايي بشر از بن بست جهاني، آيا خارج از اختيار آدمي قرار دارد. يا آنكه درحيطه اراده و جامعه انساني است، منوط به پرسش از اراده انساني و نقش آن در سرنوشت فردي و اجتماعي انسان است. به اين معنا كه آيا انسان در تعيين سرنوشت خود يا به تعبير عاميانه، در قسمت خود داراي اختيار و آزادي است، يا آنكه در اين ميان به كلي مسلوب الاختيار مي باشد و نمي تواند دخالتي در آن داشته باشد. يعني اگر اين پرسش به درستي حل گردد و آدمي بداند كه او نه آن چنان مسلوب الاختيار است كه عوامل بيروني سرنوشت او را انتخاب كند و نه آنچنان مطلق العنان است كه هرآنچه بخواهد انجام بدهد، بي شك پرسش از جنبش مهدوي و نقش ما انسان ها در دوره پيش از ظهور معلوم مي گردد.
البته چون پرسش در مورد اصل و اساس اختيار آدمي مورد پرسش واقع نشده است، در اين قسمت، با اشاره اي به نقش اختيار آدمي در زندگي فردي و اجتماعي، به پرسش اصلي كه همان نقش انسان ها در آمدن امام مهدي عليه السلام چيست، اشاره مي كنيم. آنچه از متن دين در مورد اختيار و اراده آدمي به دست مي آيد اين است كه انسان بي شك در زندگي فردي و اجتماعي خود داراي اختيار است و در اين ميان نه علم الهي به اينكه بالاخره انسان چكاره خواهد شد ونه خواسته هاي اجتماعي و يا روح جمعي, ونه عوامل ژنتيكي ونه فقر و درماندگي، هيچيك در گزينش رفتاري انسان در دوراهي ها جبر ايجاد نمي كند. البته شكي نيست كه درفرايند رفتاري انسان، علم و آگاهي خود انسان نسبت به خوبي يا بدي عمل، همين طور اختيارات ديگر انسان ها در جامعه، و همين طور مسايل خانوادگي و نوع تربيتي كه در گذشته انسان نسبت به او اعمال شده است, همه و همه در نوع گزينش آدمي اثرگذار است, ولي در نهايت اين انسان است كه پس از بررسيهاي اجمالي يا تفصيلي, و همين طور مطالعات ذهني يا فطري و بالاخره با توجهي آگاهانه يا ناخودآگاهانه, در نهايت امر, دست به گزينش زده و چيزي را انتخاب مي كند.
آنگاه كه آدمي دست به گزينش زد و چيزي را انتخاب نمود, بي شك براساس سنت و قانون تكويني كه برنظام هستي حكمفرماست, انتخاب او در جغرافياي هستي, يك نتيجه قطعي خواهد داشت حال چه آنكه فردي كه مرتكب آن رفتار شده, چنين نتيجه اي را پيش بيني مي نموده است يا نسبت به آن جاهل بوده و علم لازم را نسبت به عاقبت رفتاري خود پيدا نكرده باشد. يعني در اين ميان جهل و علم آدمي پس از گزينش يك كار و رفتار, چندان در نتيجه (يا همان قسمتِ او) تاثيري نخواهد گذاشت. مانند كسي كه نمي داند مايعي كه در دسترس او قرار گرفته است, سمي كشنده است, يا مايعي نوشيدني است. چنين انساني پيش از آنكه مرتكب اين فعل شود, مي تواند كسب اطلاع نمايد و نسبت به آن مايع علم پيدا نمايد, ولي آنگاه كه شروع به شرب اين سم نمود, جهل و ناداني او نسبت به واقعيت امر, سرانجام رفتاري او را تغيير نخواهد داد و او را به موجب جهل خود, از عاقبت شوم سم نجات نخواهد داد.
حال كه تاحدي معلوم گشت كه نقش اراده انساني در زندگي فردي يا جمعي او چه مي باشد پاسخ به اين پرسش نيز آسان خواهد بود كه آيا مهدويت را بايد عينيت بخشيد, يا بايد دست روي دست گذاشته با انتظاري مخرب و ويرانگر, چشم به راه مانده تا خود مسئله موعود عينيت پيدا بكند.
براين مبنا بايد گفت كه امام زمان عليه السلام امامي آوردني است همانطور كه امام زمان حقيقتي آمدني و ظهور يافتني است. از اين جهت كه هرگز امام زمان تا زماني كه شرايط براي جنبش جهاني فراهم نشود, او هرگز ظهور نخواهد كرد و در اين بين ما انسان ها مسئوليت آماده سازي جنبش مهدوي را داريم تا با كسب معرفت نسبت به خود امام و دوره مهدوي, و با آگاهي دهي به جامعه انساني براي ايجاد بستر توحيدي لازم, اراده جمعي و فردي خود را بكار بگيريم و ملتمسانه بستر نزول رحمت الهي را فراهم آوريم. (انتظار فعال) اين بخش از مقدمات بي شك در اختيار ما انسان ها نهاده شده است و بلكه از ما خواسته شده است كه در اين جهت گام برداشته, هرگز سستي و كاهلي از خود نشان ندهيم.
اما اينكه به حكم ضرورت مسئله مهدويت در زندگي انساني براساس حكمت الهي تعبيه شده خود امري است كه به طراح نظام هستي بازمي گردد و اختيار انساني در آن نقشي ندارد. حضرت علي عليه السلام در اين باره فرمود: «لتعطفنُّ الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها و تلا عقيب ذلك: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين؛ دنيا همانند شتر بدخود كه بچه اش را گاز مي گيرد (و باز نسبت به او مهرباني مي كند). به ما باز مي گردد سپس اين آيه را قرائت فرمود: ما اراده كرده ايم منت گذاريم بر آنانكه در زمين ناتوان شمرده شده آند و آنان را پيشوا و رهبران دين و دنيا قرار دهيم» (قصص/5).
براين پايه روشن است كه اصل اين اراده الهي كه دنيا به مستضعفين باز مي گردد و سرانجام هستي نه در دست ناصالحان بلكه در دست تقوا پيشگان قرار خواهد گرفت, خارج از اراده و اختيار آدمي است.
همين طور پس از آنكه تمامي اراده هاي انساني دست به دست هم داده, از سر اضطرار و آمادگي در جستجوي آن مهدي موعود برآمدند, آنگاه خداي متعال براساس حكمت و مصلحتي كه همواره در كار نظام هستي و تدبير الهي بوده است, اراده فرموده, مسئله ظهور را رخصت ميفرمايد, از حيطه اختيار آدمي بيرون است. البته شكي نيست كه زمينه اذن ظهور از سوي خداي متعال در اختيار انساني است, ليكن اصل اذن الهي از اختيار آدمي بيرون است و بايد دعا و ندبه نمود تا خداي متعال امر به ظهور نمايد البته بر اساس سنت قرآني, هرآنگاه كه مسئله اضطرار آدمي به غايت خود رسيد, بدون ترديد اجابت الهي به دنبال آن خواهد آمد.

پي نوشت:
1 . ر.ك: مرتضي مطهري, انسان و سرنوشت.
2. بي ترديد انتظار مخرب كه همراه با نوعي سستي و كاهلي و بي مسئوليتي است, نه فقط زمينه را براي ظهور حضرت مهدي عليه السلام فراهم نمي آورد. بلكه از عواملي است كه مسئله ظهور را به تاخير مي اندازد. مرتضي مطهري, قيام و انقلاب مهدي عليه السلام, ص 15 و ص 53.
3. ر.ك: همان.
4. ر.ك: محمد حسين طباطبايي, شيعه در اسلام, ص 150.
5. نهج البلاغه/كلمات قصار/شماره 205, ترجمه مصطفي زماني.
6 . امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء. سوره نمل، آيه 62 همين طور ر.ك: علامه طباطبايي, الميزان, ذيل همين آيه.

چند شعر به مناسبت میلاد حضرت صاحب العصر و الزمان (عج)

 

بده پیمانه ای ساقی گل از گلزار می آید

بیا مطرب بزن چنگی که امشب یار می آید.

دل یعقوبیم امشب مشامش بوی گل دارد

که یوسف می رسد از ره پی بیمار می آید.

 صدای پای او هر دم به گوشم می رسد از ره

برای دیدنش چشمم دما دم زار می آید.

عجب شوری به سر دارم نمی دانم خداوندا

غم از دل می رود اکنون که آن غمخوار می آید.

چنان افتان و خیزانم که سر از پا نمی دانم

به شیدائی دل و جانم همه تبدار می آید.

به شکر چشم ناز او دلم آتش زدم عمری

به عجرش امشب آن زیبا پی تیمار می آید.

خدایا سر مکن امشب که ماهم می رسد از ره

پس از عمری فراق و غم پی این کار می آید.

دل گمنامیم گرچه نباشد لایق لطفش

مرا او مرحمت دارد که از گفتار می آید.

شاعر : علی پرهام

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

«دلم شکسته و جانم هنوز چشم به راحت
 شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست 
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار
به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت
در انتظار تو می میرم و در این دم آخر
 دلم خوش است که در خواب دیدم به خوابگاه گاهت
کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت 
چه کوه های سلاطین که می شود پرکاهت
تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی 
سر جهاد تویی و خداست پشت و پناهت.»
 

شعر انتظار فرج از استاد شهریار

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برگرفته شده از وبلاگ: http://ya-emame-zaman.blogfa.com

تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی

زمستان با آخرین دانه های برف کم کم سفره سپید دلش را بر می چیند
و زمین را برای یک تحول بزرگ آماده می کند
بهار ، آرزو که عیب نیست ما تشنه آنیم که سفره دلمان را کنجی آرام زیر نگاه زلال تو
پهن کنیم وخدا خدا می کنیم به خاطر کارهایمان از ما دور نشده باشی
دنیا مصلح می خواهد
ما هروقت دلمان می گیرد، سر بر شانه های انتظار می گذاریم و به تو می اندیشیم
که نجات دهنده مردمان این روزگاری
ومی آیی عینا شبیه بهار
سلام علی ال یاسین
السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته
تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی

شعری در وصف این روزها

السلام عليك يا ابا عبدالله( ع).السلام عيك يا ابولفضل العباس (ع).

باز ليلي زد به گيسو شانه را
سلسله جنبان شد اين ديوانه را
سنگ برداريد اي فرزانگان
اي هجوم آرنده برديوانگان
از چه بر ديوانه تان آهنگ نيست
او مهيا شد شما را سنگ نيست
عقل را با عشق تاب جنگ كو
اندر اينجا سنگ بايد سنگ كو؟
باز دل افراشت از مستي علم
شد سپهدار الم جف القلم
گشته با شور حسيني نغمه گر
كسوت عباسيان را كرده ببر
جانب اصحاب تازان با خروش
مشكي از آب حقيقت پربه دوش
كرده از شط يقين آن مشك پر
مست وعطشان همچو آب آور شتر
تشنه آبش حريفان سر به سر
خود ز مجموع حريفان تشنه تر
چرخ ز استسقاءآبش در تپش
برده او بر چرخ بانگ العطش
اي زشط سوي محيل آوره آب
آب خود واريختي واپس شتاب
شعر از عمان ساماني

شعر زيباي حضرت حافظ در مورد قمر بني هاشم (ع)

 

شعر شاه شمشاد قدان حافظ برای حضرت ابوالفضل و داستان این شعر:
مرحوم کل احمد آقا ( کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی ) نقل می کردند که: « روزی جناب شیخ رجبعلی خیاط به من فرمودند: در عالم معنا، روح خواجه حافظ شیرازی را مشاهده کردم که بسیار منبسط بود. خواجه حافظ شیرازی رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام سرودم. و از این امر خیلی مسرور بود.»
شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان

کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله ، سحر می گفتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

« حافظ »